سيد جلال الدين آشتيانى
645
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
ندارد و با حقايق خارجى بالذات تباين دارد . اينكه در كلمات ارباب كشف و شهود ، تباين حق با اشياء ديده مىشود ، و از طرفى قائل به سنخيت بين خلق و حق شدهاند ، تناقض در كلام آنها وجود ندارد ؛ چون عدم سنخيت و ارتباط مربوط بمقام ذات و سنخيت و ارتباط و اشتراك محمول بر مقام اسماء و صفات است : « بينهما فرقان عظيم » . بعد از آنكه معلوم شد اين حقيقت غيبى بواسطهء همان جهات كه ذكر شد ، منقطع الارتباط از حقايق خارجيه است ، و بواسطهء كمال ذات و تماميت حقيقت با هيچ تعينى سازش ندارد ، حتى اسماء و صفات باعتبار تعينات و كثراتى كه لازم ظهور آنها است ، محرم سرّ اين مقام نيستند . به همين جهت ، اسماء الهيه بحسب كثرات علميهاى كه لازم ظهور و تجلى اسماء است ؛ نمىشود بدون واسطهاى از وسايط ، مرتبط با حق باشند ، و اخذ فيض از مقام غيب وجود نمايند . پس ظهور اسماء و صفات نيز از حقيقت غيبى حق احتياج بهواسطه و خليفهاى دارد كه سبب ظهور و تحصيل آنها در مقام واحديت شود . بواسطهى همين رابطه و خليفه بين اسماء و صفات و حقيقت غيبيه ، باب بركات منفتح مىشود ، و فيض ازلى شامل جميع حقايق مىگردد ، و نورى كه عبارت از وجود منبسط و فيض مقدس و يا فيض اقدس « 1 » است ، از صبح ازل طلوع نموده و بهياكل ممكنات آثار آن مىرسد « 2 » . بنا بر اين ، فيض اقدس كه فيض مقدس تعين و ظهور همان فيض اقدس است ، منشأ تعين و ظهور حق به صورت اسماء و صفات گرديد ، و از طلوع اين حقيقت حق متعين بتعينات اسماء جلاليه و جماليه مىشود و در صور حقايق ظاهر مىگردد . فيض اقدس دو نسبت دارد : نسبتى و ارتباطى به حقيقت غيب مطلق و وجود
--> ( 1 ) . فيض مقدس متعين از فيض اقدس است . تعدد آنها اعتبارى است فيض حق باعتبار آنكه منشأ تعين اسماء و صفات است ، فيض اقدس است و سوائيت در اين مقام ظاهر نشده است ، همين فيض باعتبار تجلى در اعيان ثابته و مبدئيت آن براى ظهور اسماء و صفات فيض مقدس است . ( 2 ) . اشاره است به كلام قطب الاولياء على عليه السلام : « الحقيقة نور يشرق من صبح الازل ، فيلوح على هياكل التوحيد آثاره » .